تبليغاتX
Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker من و همسرم

من و همسرم

 

اول:گلی رسما به خاطر پست قبلی معذرت خواهی میکنه

اومدیم گفتیم وای چرا همه چیز یه نواخت و روتین شده؟ چرا هیچی منو خوشحال نمیکنه؟ و...

بعد نتیجه ی این صحبتها این شد که گلی سرما بخوره تا یه کم از یه نواختی در بیاد و در حال حاضر یک عدد گلی سرماخورده مریض صدا خروسی دردالود داره تایپ میکنه که تازه محمدو هم مریض کرده ولی خوب زن و شوهر تو غمو شادی هم شریکن دیگه

دوم: یکی از بدبختی هایی که گلی الان چندین ساله که دچارش شده همین بدبختی یادگیری زبان دومه. حالا بگید چرا؟ خوب معلومه دیگه به خاطر اینکه هر کی هر چیز تازه ای که میخره کاتالوگشو میاره میده دست گلی میگه ترجمه کن. خوب گلی هم ترجمه میکنه.  کاتالوگ که کاری نداره!  ولی امان از اون وقتهایی که محمد نشسته پای کامپیوتر و داره یه سایت انگلیسی رو مطالعه میکنه.

یه دفعه میگه: گلی؟

- جانم؟

بعد یه کلمه ی عجق وجق انگلیسی که تا حالا نویسنده گان محترم دیکشنری لانگ من یا وبستر هم نشنیده ن رو تلفظ میکنه میگه این یعنی چی؟

گلی هم یه مقدار گیج میزنه بعد میگنه : نمیدونم

بعد همسر گرامی میگه: پس تو این ۴ سال چی خوندی دختر؟

گلی:

این موضوع به کررات اتفاق افتاده فقط شما میتونید در مسئله ی بالا جای محمد متغیر x بذارید و x میتونه بابای گلی باشه یا مامانش یا داداشش یا هر کسی که گلی رو میشناسه. مثلا دختر دایی گلی که داره فوق لیسانس میخونه( یکی از رشته های هنر نمیدونم چی میخونه  ) یه دفعه بی خبر به گلی زنگ میزنه میگه : عزیزم یه سر به ایمیلت بزن

گلی: چطور؟

دختر دایی: یکی از متون اختصاصی در مورد فلسفه ی هنر در غربو برات میل کردم میشه برام ترجمه کنی؟

گلی:باشه گلم حتما

اخه من چی از هنر میدونم؟ اونم از نوع فلسفیش؟ اونم از نوع غربیش؟

بعد دختر دایی تو دلش میگه: پس تو چی خوندی؟

و دست اخر همه ی اینا رو گفتم تا بگم که من جدیدا برای فرار از این جمله "پس تو چی خوندی؟" یه روش اختراع کردم. وقتی کسی چیزی ازم میپرسه اگه بلد باشم که جواب درستو میدم ولی اگه بلد نباشم حتما یه چیزی از خودم در میارم تحویلش میدم.

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 13:52 توسط گلی خانم |


 

همه چیز یه نواخته

گلی کسل و خوابالوده

هیچ چیز جالب و جدیدی نداره که تعریف کنه

گلی انگار افسرده گی گرفته

انگار بلاگفا هم خوابیده چون هیچ کس مطلب جدیدی نمینویسه که حداقل اونا رو بخونم

هیچی نیست که سوپرایزم کنه

یا از کسلی و یک نواختی بیارتم بیرون

این روزای زمستون خیلی تنبل و کسل شدن

حوصله ی تو خونه نشستن رو ندارم

***

بازم خدا رو شکر واسه همه چیزای خوبی که به همه ی ماها داده

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 12:0 توسط گلی خانم |


 

دیشب اروم اروم در ِ گوشت زمزمه کردم

بازم میگم:

حضورت برام امنیت و خوشبختی میاره

درست همون لحظه های نابی که

دستاتو دور شونه م حلقه میکنی

خدا رو هزار بار شکر

+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387 9:7 توسط گلی خانم |


 

امروز صبح از خواب که پا شدم  همن جوری الکی اعصابم زیر خط فقر بود ولی یادم افتاد که:

اول:بهمن ماه سالگرد یه اتفاق شیرینه که اگه محمد جونم یادش رفته باشه با من طرفه! گلم یادت هست یا نه؟ میدونم که یادته.  سالگرد قشنگترین روز زندگیمون مبارک

دوم: یک عدد ماهگرد هم داریم که اگه به بالای وبلاگ نیگا کنید متوجه میشید. یک سال و هفت ماه گذشت

حالا به خاطر این دوتا مناسبت مهم میشه من بازم اعصابم زیر خط فقر باشه؟ خیلی خوشحالم

 


قبلا هم گفته بودم که من از خودپرداز شانس ندارم اصولا همه ی خودپردازها

۱: بعد از کلی ناز و عشوه پول میدن

۲:بعد از کلی ناز و عشوه پول کم میدن

۳:بعد از کلی ناز و عشوه اصلا پول نمیدن

۴:بعد از کلی ناز و عشوه کارتمو میخورن

کارت سیبامو خودپرداز دانشگاه خورد. حالا باید کلی راه تا بانک ملی برم پسش بگیرم. اخه واسه ثبت نام دانشگاه شنبه لازمش دارم.


پ.ن۱: بازوم بهتره.

پ.ن۲: شب که محمد اومد حسابی خودمو بااین بازوی درب و داغونم لوس میکنم.دو تامناسبت فرخنده هم که داریم پس شام میریم بیرون اخه بازوم سوخته نمیتونم شام درست کنم

پ.ن۳: محمدم به خاطر اون مناسبت اولیه خیلی خوشحالم.

پ.ن۴: پست امروزمان کمی تا قسمتی لوس شد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 9:42 توسط گلی خانم |


 

من الان یک عدد گلی دردالود میباشم که همه بدنش درد میکنه:


ديشب حدود ساعت 10 بود که ديگه جدي جدي چسبيدم به کتاب. هر چي ميخوندم ميديدم بي فايده س. راستش اين کتاب با اين حجم سنگينش بايد در طول سال خونده ميشد نه شب امتحان. يواش يواش مثل همه ي وقتهايي که کم ميارم عصبي شدم و زورم به داداشي عزيزم رسيد که بغل دستم پاي کامپيوتر نشسته بود و هايده گوش ميداد. انقدر بهش گير دادم که طفلکي پاشد رفت. ديدم دارم ديوونه ميشم زنگ زدم به محمدم. اونم کلي بهم اميدواري داد و گفت اصلا الان بگير بخواب ساعت دو بلند شو. منم ديدم راس ميگه اينجوري اروم ميشم. اخه هر وقت ناراحتي زياد بهم فشار مياره تنها چاره م خوابه. خوابيدم. داداشي ساعت دو اومد بيدارم کرد. دو بلند شدم.ساعت 10 دانشگاه بودم. با فري يه چيزايي رو دوره کرديم که اي بدک نبود. همه اميدم به اين بود که يکي از دوستام کنارم بيفته تا با هم تقلب کنيم که نشد. خلاصه امتحانو يه جوري ماست مالي کردم تموم شد رفت. حالا هم منتظر نتيجه م. حتما اگه قبول بشم خبرتون ميکنم. اخه خيلي ظلمه يه ترم ديگه برم سر کلاس واسه اين درس.بعد از امتحان خيلي خوشحال بودم که از دست اون همه فشار راحت شده م. با فري رفتيم تو حياط و جشن گرفتيم. - بترکي فري امتحان اولت بود کلي وقت داشتي- . وقتي رسيدم خونه ديدم مامانم از اين دستگاهاي vibroshape خريده بستم به کمرم روشنش کرديم و با داداشي کلي خنديديم.  خسته بودم رفتم بخوابم ولي خوابم نميبرد. دلم ميخواست پاشم برقصم.جدي جدي خل شده بودم. به هر زحمتي بود خوابيدم ديگه.ساعت ۸ هم با محمدم صحبت کردم.

اينم از امروز ما


پ.ن۱:فردا تولد زینب عزیزمه. زينب جون تولد مبارک

پ.ن۲:راستي بازوم ديگه نميسوزه ولي درد ميکنه. جاي سوختگي خيلي تيره شده ميترسم جاش بمونه. خيلي اشتباه کردم نرفتم بيمارستان حالا درد دارم.نکته ی مهم اینه که چي کار کنم جاش نمونه؟ کسي ميدونه؟ کرم يا پماد خوب سراغ نداريد؟

پ.ن۳:وقتي واسه امتحانام استرس دارم معده م درد ميگيره اصلا همه بدنم درد ميگيره الان هنوزم درد دارم.

پ.ن۴: قالب قدیمی وبلاگمو دوباره گذاشتم

پ.ن۵: همسرم قدرتو میدونم.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 20:56 توسط گلی خانم |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


خوب خوب ِ نازنين ِ من

نام تو مرا هميشه مست ميكند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهاي ناب

نام تو اگر چه بهترين سرود ِ زندگيست

من تو را به خلوت ِ خدايي ِ خيال ِ خود

"بهترين ِ بهترين ِ من " خطاب ميكنم

بهترين ِ بهترين ِ من
(فریدون مشیری)


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

پارسی موزیک
موسیقی اصیل ایرانی
همه چیز برای ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

موسیقی اصیل ایرانی
گیلاس ابی من...سحر جون
نت های صورتی ...زینب جون
بهترین من سلام...فرح جون
خواب صورتی...الهه جون
ساحل یخی...غزل جون
نیمرخ مهتاب...مهتاب جون
پرنده بی اشیان...مریم جون
توت وحشی...الهه جون
زن سرخپوست...
پروانه عاشق...الهه جون
چشمک...نگار جون
دالان بهشت...ازاده جونم
خلوت خلد خلود...بهشته جون
دلتنگی های مادرانه
غروب پاییزی..مهساجون
خاطرات روزانه...عسل بانو
دلسپرده جون
خاطرات من...سارا جون
مون مون
برای تو...کمند جون
وصل...مریم جون
با توام! با تو
اسمان بی ستاره... ستاره جون
دو خط موازی...حمیده جون
دو عاشق
زندگی در گذر زمان...ساناز جون
مهدیس جون
آوین خانمی
قالب های نایت اسکین


Design by : Night Skin